دل روشن

مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید ، هیچ کس به او کار نمی داد همه میگفتند : تو به هیچ دردی نمیخوری . یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی شب گم شده بودند ؛ مداد سفید تا صبح ماه کشید ، مهتاب کشید و آنقدر ستاره که کوچک و کوچک تر شد ؛صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد .به یاد هم باشیم شاید فردا ما هم نباشیم ...



این نظر توسط یه دوست در تاریخ 1392/7/28/7 و 11:17 دقیقه ارسال شده است

[Comment_Gavator]

خیلی زیباست
پاسخ:نظر لطف شماست.


برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: